سال 1846 میلادی و نشریه لندنی "مردم" ؛

«برای هر قلب تپنده‌ای چه‌قدر مشعوف‌کننده است که سال جدید را با این کشف ناب رقم می‌زنیم که قدرت متوقف کردن درد را یافته‌ایم و می‌توانیم بر خاطره اینکه یک عمل جراحی چه‌قدر می‌تواند دهشتناک باشد چشم ببندیم… ما بر درد پیروز شده‌ایم

آذین دارنده رتبه 12 منطقه 2 و رتبه 29 کشوری کنکور تجربی و همچنین مدال نقره المپیاد شیمی بعنوان یکی از بهترین و متخصص‌ترین نخبه‌های حوزه بیهوشی بر اثر ایست قلبی در خواب برای همیشه از بین ما رفت.

و افتخار من این بود که از اول خرداد 1401  و در سال چهارم دستیاری بعنوان مربی اسکیت در کنار این انسان شریف و با پشتکار باشم و چیزهای زیادی ازش یاد بگیرم.

 

اول خرداد 1401

اسکیت‌ها و لوازم نارنجی، توضیح غیر استاندارد بودنش، جدا شدن بوت از فریم اسکیت و خرید اسکیت‌های نو

 

پانزدهم مرداد 1401

برای آسیب‌دیدگی آذین مطلب تمرینات بهبود آسیب mcl در اسکیت‌سواری رو نوشتم تا با اجرای تمرینات بدون اسکیت زودتر خوب شه و بیاد تمرین اسکیت

 

هشتم شهریور 1401

شکستن دست محدثه و پیشنهاد آذین برای بردنش به بیمارستان امام و بحث در مورد ساختار بیمارستان‌های دولتی و انتخاب روسای دانشگاه توسط وزیر بهداشت و طبیعتاً ریاست جمهوری و تسری عقاید سیستم بر موضوعاتی مثل پوشش کادر درمان

 

دهم شهریور 1401

ناراحتی شدید آذین از فوت همکار هم شیفتش بر اثر سکته در خواب (واقعاً پزشکان و پرستاران سختی‌های زیادی رو متحمل میشن و در قبال این سختی‌ها در دوران‌های خاص مثل کرونا فشارهای بیشتر رو باید تحمل کنند و شرایط سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و ... هم مزید بر این فشارهاست.)

 

یازدهم شهریور 1401

آذین از نخبه بودنش گفت و من از برخورد با آدم‌های متفاوت به لحاظ فکری، رفتاری و... وظایف، دغدغه‌ها و... یک مربی اسکیت در مواجهه با این همه تفاوت

 

هفدهم مهر 1401

آذین موقع سرعت رفتن دو نفره رفت تو فنس کنار زمین اسکیت و این اتفاق به شوخی همیشگی که "به پیست آسیب نزنی!" برای سرعت رفتن تبدیل شد.

 

هجدهم مهر 1401

بحث داشتن هوش اجتماعی و هوش

 

سیزدهم آبان 1401

منچ بازی همراه پانیذ و محدثه با داوری آذین

 

هفدهم آبان 1401

آذین گفت هر وقت تصمیم گرفتم دیگه اسکیت نیام تو نگهم داشتی!

گفتم یه بخشی از رسالت و فلسفه مربیگری من همینه که وقتی میبینم اسکیت‌سواری در سخت‌ترین شرایط حالتو خوب میکنه! پس برای حفظ این داشته کمکت کنم.

 

بیستم آبان 1401

آذین به شدت ناراحت بود و از من خواست که با هم حرف بزنیم و موقع دور زدن از رفتار ناهنجار هد نرسشون صحبت کرد. سعی کردم فقط گوش بدم تا خالی بشه وگرنه جفتمون هم میدونستیم کسانی که به لحاظ فرهنگی، تربیتی و خانوادگی ازشون رفتارهای ناهنجار سر میزنه در قبال قوانین موجود از مصونیت بهتری برخوردارن! بهش گفتم خودتو قوی نگهدار و خود خوری نکن تو از پسشون بر میای!

 

بیست و دوم آبان 1401

علاقه آذین به مسابقات فرمول یک و پیشنهاد من برای شرط‌بندی! مکسی رو دوست داشت که تقریباً ترکید، راسل بچه پررو برد، همیلتون دوم شد.

 

اول آذر 1401

انتقادش از نحوه برخورد و تبعیض من با کودکان و بحث در مورد شخصیت زابلی داستان گیله مرد! بعد از اینکه برام از گذروندن طرحش تو سیستان گفت.

 

پنجم آذر 1401

ماهانا دختر دخترخاله آذین رو بغل کردم و باهاش دور زدم.

رفتیم اسکیت‌سواری خیابونی و آذین تا نصف از یک فاصله خیلی کم افتاد تو آبراه باغ ژاپنی و شوخی تمیز کردن بلبرینگ با روغن امگا سه

 

نوزدهم آذر 1401

دستگاه فرز و آسیب دست رئیس، حامد سریع رسوندش بیمارستان امام، اون لحظه کسی که به نظرم میتونست کمک کنه آذین بود. بهش زنگ زدم. آذین زودتر از من رسیده بود و خیلی از هماهنگی‌ها رو انجام داد. این انسانیت واقعاً ارزشمنده و برای همیشه در ذهنم خواهد موند.

 

بیستم آذر 1401

رئیس، بیمارستان بود و تنها من، آذین، حامد و سمیع اومده بودیم پیست و میگفت تو بسکتبال گوشش ضربه خورده و آسیب دیده و برای درمان تزریق و مصرف خوراکی کورتون رو شروع کرده و از عوارضش گفت و ناراحتی به خاطرش

 

دوازدهم دی 1401

برای ایجاد انگیزه بیشتر در آذین و به خاطر نمره بالای امتحانش بعنوان جایزه بردمش اسکیت‌سواری خیابونی

 

دوازدهم اسفند 1401

آذین از رتبه ممتاز شدنش برای امتحان شهریور سال بعد و نشدنش برای رفتن به طرح در منطقه محروم و پول درآوردن برای رفتن به خارج و کل کل زبان انگلیسی و ایراد گرفتن از من، کمال‌گرایی و موتورسواری با لباس پسرونه تو سیستان و ... و بحث نوع مرگ که اکثراً بر اثر سرطان، سکته و یا تصادفه گفت.

 

چهاردهم اسفند 1401

به خاطر درخواست آذین همه بچه‌ها رو بردم اسکیت‌سواری خیابونی (کمکی که آذین برای رئیس و محدثه کرد خیلی ارزشمندتر از این حرفاست.)

 

بیستم اسفند 1401

آذین به شدت موقع صحبت کردن از تخصص و درس‌هاش خوشحال و هیجان زده‌اس و تمریناتش بخصوص تایم‌گیری رو بهتر انجام میده! تو درساش رسیده به قسمتی تحت عنوان بیهوشی در فضا! بهش گفتم برای بیهوشی بر روی اسکیت‌ها هنوز مقاله علمی اگه ننوشتن میتونه موضوع خوبی باشه!

 

هشتم فروردین 1402

فردا آخرین کشیک آذین تو رزیدنسیشه

گفتم با اومدن فصل گرما از سویی شرت پوشیدن راحت می‌شیم! آذین گفت سویی شرت دوست داره و شروع کرد به بیان منطق این دوست داشتن؛ هم کلاه داره، هم جیب داره، هم گرم میکنه و ...

 

سی و یکم فروردین 1402

تولد اکرمه و آذین یه تی شرت با طرح دایناسوری پوشیده! تلفیق جالب از لباس با خطای اسکیتی جابجایی لگن شبیه به دم دایناسور به جای جابجایی پاشنه‌ها!

 

نهم اردیبهشت 1402

آذین گفت بیا از اسپایرال و ترفندهایی که قشنگ میزنم فیلم بگیر، گفتم یه روز خلوت رو انتخاب میکردی برای فیلم گرفتن، وقتی دیدم خلوته به آذین گفتم گوشیتو بیار فیلم بگیرم. گفت نمی‌خوام. گفته بود حالش خوب نیست برای همین برای تمرین اصلاً بهش سخت نگرفتم و سعی کردم ازش دور باشم که از اجرای ترفندهای اسکیتی‌اش ایراد نگیرم.

 

سیزدهم اردیبهشت 1402

ریحانه سراسیمه و خارج از عرف دوان دوان اومد، سمیه رو بغل کرد، چند دقیقه بعد همه جمع شده بودن و به شدت ناراحت! اکرم اومد بهم گفت ریحانه میگه آذین فوت شده!

 

آذینی که برای مبارزه با کمال‌گرایی همیشه به جای اینکه بگه من وقت ندارم میگفت پنج سال وقت برای یادگیری اسکیت‌سواری گذاشتم.

انسان شریفی که دغدغه و درد هزاران انسان را با تخصصش برطرف می‌کرد!

 

میدونم الان قطعاً در شرایط بهتری هستی!

و جایی بهتر!

 

تولدت مبارک باشه

و این جمله از شخصیت علمی مورد علاقت گالوا به همراه اجرای اسپایرالت با موسیقی عاشورپور هدیه تولدت از طرف من؛

 

من برای دانشمند شدن چیزی کم دارم و بنابراین قلب من آرزویی دارد که مغز من قادر به انجام دادن آن نیست.

 

 

 

تهیه و تنظیم:

مصطفی علیمحمدی

توسعه دهنده اینلاین اسکیت

Mostafa Ali Mohammadi

Inline skating Developer

 

منبع:

© Link